۵-۱۱-۱۳۸۷, ۱۰:۵۳ صبح
نويسنده: حميد عباس زاده
امروزه خشونت هاي خانوادگي ، يکي از مسائل مبتلا به جوامع، اعم از شهري و روستايي شده است ومردم نيز به طور عام در برخورد با اين معضل ، از مراکز ذي صلاح تنها طالب مجازات متهمان هستند. در حالي که برخورد با اين پديده به نگرش عميق تري نياز دارد. اين مسأله زماني اهميت پيدا مي کند که دريابيم اين پديده با ابعاد مختلف خود مي تواند محمل بروز عواقبي باشد که در نهايت بي ثباتي و تزلزل ارکان مختلف اجتماعي را سبب مي شود. اين که بسياري از متهمان و مجرمان، خشونت هاي خانوادگي را عامل اصلي تکوين شخصيت خود و بروز اعمالشان معرفي مي کنند، ريشه در اين نکته دارد. با توجه به گستردگي بحث خشونت هاي خانوادگي ، در اين نوشتار به يکي از شايع ترين انواع آن يعني بحث کودک آزاري مي پردازيم. کودکان به دليل ويژگي هي خاصي که از نظر سني دارند، بسيار آسيب پذير تر از ساير افراد جامعه هستند
اين آسيب پذيري ممکن است دلايل مختلفي چون صغر سن، عيوب مادر زادي ، بيماري هاي ويژه ، پايين بودن قدرت تفکر، ناتواني در تشخيص خوب و بد، مطابقت نداشتن با محيط و ... داشته باشد. از اين رو براي پيشگيري از اين آسيب پذيري ، والدين ، سرپرستان و ساير اوليايي ک مسؤوليت کودکان رابه عهده دارند، بايد آشنايي کافي و علمي از موارد ذکر شده ، بيماري ها، عقب ماندگي ها، ضعفها و عوامل خطر ساز داشته باشند تا آنها را مورد حمايت و مراقبت خود قرار دهند؛ اما متأسفانه گاه بزرگسالان و متوليان امر به لحاظ نداشتن اطلاعات کافي و درست از عوامل مذکور يا به دلايل ديگر به جاي حمايت و مراقبت از کودکان ، آنان را مورد آزار و اذيت قرار مي دهند که اين امر درآينده به يک معضل بزرگ اجتماعي تبديل خواهدشد.
کودک آزاري ، آن دسته از رفتارهايي را شامل مي شود که از سوي ساير افراد، بويژه بزرگساان در برخورد با کودکان انجام مي شود و به اشکال مختلف به سلامت جسمي و رواني آنها آسيب وارد مي کند.
دلايل کودک آزاري :
1- نا آگاهي والدين : گاه والدين يا افراد ديگر که به کودکان آزار مي رسانند ، نمي دانند که رفتار آنها، کودک آزاري است. مانند کساني که کودک را مورد تنبيه بدني قرار مي دهند، آنها را تحقير و توهين مي کنند به نيازهاي اساسي آنها بي توجه هستند و اين رفتارها را عادي و معمولي مي دانند.
2- مشکلات اقتصادي : فقر سبب مي شود کودکان از دسترسي به نيازهاي اساسي خود مانند آموزش ، بهداشت، تغذيه ، و... محروم شوند يا والدين به دليل فشارهاي مالي با رفتارهايي چون پرخاشگري ، خشونت، بي توجهي و .. کودکان را مورد آزار قرار دهند.
3- اعتياد : اعتياد به دليل خصوصياتي که در افراد ايجاد مي کند، مانند پرخاشگري ، بي مسؤوليتي ، کاهش عاطفه و ... سبب مي شود کودکان مورد آزار ، بويژه مورد سوء استفاده قرار گيرند.
4- بيماري هاي رواني : در صورتي که والدين به بيماري هاي رواني مبتلا شوند، با رفتارهايي مانند تند خويي، خشونت، ناسازگاري ، بي توجهي و... که ناشي از بيماري هاي رواني آنهاست. سبب آزار کودکان مي شوند.
5- مشکلات خانوادگي : مشاجرات شديد و طولاني والدين ، جميت زياد خانواده ، شيوه هاي تربيتي نامناسب ، در برخي موارد وجود ناپدري و نامادري و... سبب مي شود کودکان مورد آزار قرار گيرند تا حدي که مسکلات خانوادگي يکي از دلايل کودک آزاري محسوب مي شود.
6- مشکلات کودکان : کودکاني که به طور نسبي مشکلات پايدار و شديدي دارند، بيش از ساير کودکان مورد آزار قرار مي گيرند. مانند کودکاني که دچار بيماري هاي جسمي مزمن و طولاني مدت يا مشکلات رفتاري از قبيل پرخاشگري، بي قراري ، بيش فعالي، اضطراب ، شب اداري و ... هستند، به دليل مشکلاتي که براي بزرگسالان ايجاد مي کنند ونيز به سبب ناآگاهي والدين از اين مشکلات، اغلب مورد آزار جسمي ورواني قرار مي گيرند.
7- مشکلات مدرسه : مشکلاتي که در مدرسه براي دانش آموزان ايجاد مي شود، مانند انتظار بيش از حد ، نديدن تفاوت ها، اضطراب ، ترس ناشي از رقابت هاي شديد ، تبعيض ، تنبيه بدني ، تحقير ، توهين و ... سبب آزارهاي جسمي و رواني کودکان مي شود.
انواع کودک آزاري :
1- کودک آزاري جسمي ؛ يعني رفتارهايي که به جسم کودک صدمه مي زند. به عبارت ديگر، به حالت باليني کودکان معمولا زير 3 سال گفته مي شود که يک بار يا به کرات مورد ضرب و شتم و آزار و شکنجه عمدي افراد بالغي که مسؤوليت آنها رابه عهده دارند مانند پدر و مادر ، قيم يا والدين رضاعي قرار گيرند. مانند کتک زدن، سوزاندن، مجروح کردن، شکستن، کبود کردن و ...
2- کودک آزاري رواني : شامل رفتارهايي است که به سلامت رواني کودک آسيب مي رساند. مانند توهين کردن، تبعيض قائل شدن، تحقير کردن، ترساندن و...
3- بي توجهي و غفلت؛ يعني توجه نکردن به نيازهاي اساسي کودکان مانند خوراک و پوشاک ، بهداشت، مراقبت و سرپناه ، محبت و عاطفه آموزش و ... در حدي که به سلامت جسمي و رواني آنان آسيب رساند.
4- سوء استفاده و کودک آزاري جنسي ؛ يعني استفاده از کودکان در زمينه مواد مخدر ، واداشتن انها به کارهاي دشوار ، سوء استفاده جنسي و به صور مختلف و...
تبعات کودک آزاري :
کودکي ، دوران رشد و شکل گيري شخصيت است . انواع کودک آزاري در اين سالهاي حساس و مهم ، به رشد و سللامت آنان آسيبهاي جدي وارد مي کند. کودکان آزار ديده در تمام جنبه هاي رشد مانند رشد جسمي ، ذهني، رواني و اجتماعي بامشکلات و نارسايي هاي فراواني رو به رو خواهند شد..
بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد که بسياري از کودکاني که در دوران کودکي مورد آزار و بد رفتاري قرار گرفته اند، در بزرگسالي، خود به آزار و اذيت کودکان پرداخته اند. نمونه و مصداق بارز آ« ماجراي اخير پاکدشت و محمد بيجه است که اين بزرگ ترين زيان کودک آزاري است ک سبب تداوم آن مي شود.
پيشگيري از کودک آزاري :
کودک آزاري هر چند مانند هر پديده و بزه اجتماعي خاص جوامع بشري و زندگي جمعي است و هرگز نمي توان آن راريشه کن کرد؛ اما اعمال راهکارهاي پيشگيرانه تأثير بسزايي در کاهش آن خواهد داشت. راهکارهاي پيشگيرانه رابر حسب ضرورت ، در درون و برون خانواده ها مي توان به کار گرفت.. آموزش خانواده ها در اين زمينه از نقش بسزايي برخوردار است.
برخي پدران و مادران با تصور اين که روش تنبيهي که عليه کودکان خود در پيش مي گيرند، تنها روش تربيتي مؤثر است، گاه ناخواسته آسيبهاي جبران ناپذيري را متوجه فرزندان خود مي سازند. از اين رو آموزش در اين زمينه به خانواده ها، بخصوص والدين بسيار جوان يا مسن مي تواند مؤثر باشد.
مصونيت عاطفي کودکان در خانواده نيز مي تواند بسياري از رفتارهاي احتمالي خشونت باز عليه کودکان را ، هم از سوي خويشاوندان و هم از سوي اجتماع خنثي کند. همچنين بسياري از والدين بايد بياموزند که براي جلوگيري از سوء استفاده افراد سودجو و منحرف از کودکان و اعمال هر گونه خشونت عليه آنان در اجتماع، بايد آگاهي هاي مفيدي را در اختيار کودکان خود بگذارند و با روشنگري هاي بموقع، آنان را نسبت به تهديدها و خطراتي که در کمينشان هستند، مطلع و بيدار کنند.
از سويي، وجود پشتوانه هاي مؤثر قانوني و تنبيه کودک آزاران از سوي نهادهاي قضايي و انتظامي ، ضرورتي است که مبارزه عليه اين پديده شوم بشدت به آن نيازمند است.
پيشگيري هميشه بهتر، آسان تر وسريع تر از درمان است. براي پيشگيري از کودک آزاري مي توانيم از راهکارهاي زير استفاده کنيم :
1- دقت در ازدواج و تشکيل خانواده، خودداري از ازدواج هاي تحميلي، ناشناخته،شتابزده و ازداواج در سنين پايين.
2- توجه به تنظيم خانواده و تعداد مناسب فرزندان
3- افزايش آگاهي خود در زمنيه پرورش فرزندان و شيوه هاي مناسب رفتار با آنان
4- پذيرش مسؤوليت ها و انجام وظايف خود به عنوان پدر، مادر، معلم ،سرپرست و ... نسبت به کودکان
5- آشنايي با حقوق و نيازهاي اساسي کودکان
6- توجه به سلامت جسمي و رواني خود و کاهش فشارهاي عصبي و مشکلات رفتاري خود که سبب کودک آزاري مشود.
تقويت روحيه کمک گرفتن هنگام برخورد با مشکلات و آشنايي با مراکز حمايتي، مشاوره و امداد در در مورد کودکان و خانواده ها.
____________________________________________________
حميد عباس زاده از گروه پژوهش مرکز آموزشي و پژوهشي منطقه يک کشور – تبريز
http://www.dadsetani.ir/newver/maghalat....502omoomi1
امروزه خشونت هاي خانوادگي ، يکي از مسائل مبتلا به جوامع، اعم از شهري و روستايي شده است ومردم نيز به طور عام در برخورد با اين معضل ، از مراکز ذي صلاح تنها طالب مجازات متهمان هستند. در حالي که برخورد با اين پديده به نگرش عميق تري نياز دارد. اين مسأله زماني اهميت پيدا مي کند که دريابيم اين پديده با ابعاد مختلف خود مي تواند محمل بروز عواقبي باشد که در نهايت بي ثباتي و تزلزل ارکان مختلف اجتماعي را سبب مي شود. اين که بسياري از متهمان و مجرمان، خشونت هاي خانوادگي را عامل اصلي تکوين شخصيت خود و بروز اعمالشان معرفي مي کنند، ريشه در اين نکته دارد. با توجه به گستردگي بحث خشونت هاي خانوادگي ، در اين نوشتار به يکي از شايع ترين انواع آن يعني بحث کودک آزاري مي پردازيم. کودکان به دليل ويژگي هي خاصي که از نظر سني دارند، بسيار آسيب پذير تر از ساير افراد جامعه هستند
اين آسيب پذيري ممکن است دلايل مختلفي چون صغر سن، عيوب مادر زادي ، بيماري هاي ويژه ، پايين بودن قدرت تفکر، ناتواني در تشخيص خوب و بد، مطابقت نداشتن با محيط و ... داشته باشد. از اين رو براي پيشگيري از اين آسيب پذيري ، والدين ، سرپرستان و ساير اوليايي ک مسؤوليت کودکان رابه عهده دارند، بايد آشنايي کافي و علمي از موارد ذکر شده ، بيماري ها، عقب ماندگي ها، ضعفها و عوامل خطر ساز داشته باشند تا آنها را مورد حمايت و مراقبت خود قرار دهند؛ اما متأسفانه گاه بزرگسالان و متوليان امر به لحاظ نداشتن اطلاعات کافي و درست از عوامل مذکور يا به دلايل ديگر به جاي حمايت و مراقبت از کودکان ، آنان را مورد آزار و اذيت قرار مي دهند که اين امر درآينده به يک معضل بزرگ اجتماعي تبديل خواهدشد.
کودک آزاري ، آن دسته از رفتارهايي را شامل مي شود که از سوي ساير افراد، بويژه بزرگساان در برخورد با کودکان انجام مي شود و به اشکال مختلف به سلامت جسمي و رواني آنها آسيب وارد مي کند.
دلايل کودک آزاري :
1- نا آگاهي والدين : گاه والدين يا افراد ديگر که به کودکان آزار مي رسانند ، نمي دانند که رفتار آنها، کودک آزاري است. مانند کساني که کودک را مورد تنبيه بدني قرار مي دهند، آنها را تحقير و توهين مي کنند به نيازهاي اساسي آنها بي توجه هستند و اين رفتارها را عادي و معمولي مي دانند.
2- مشکلات اقتصادي : فقر سبب مي شود کودکان از دسترسي به نيازهاي اساسي خود مانند آموزش ، بهداشت، تغذيه ، و... محروم شوند يا والدين به دليل فشارهاي مالي با رفتارهايي چون پرخاشگري ، خشونت، بي توجهي و .. کودکان را مورد آزار قرار دهند.
3- اعتياد : اعتياد به دليل خصوصياتي که در افراد ايجاد مي کند، مانند پرخاشگري ، بي مسؤوليتي ، کاهش عاطفه و ... سبب مي شود کودکان مورد آزار ، بويژه مورد سوء استفاده قرار گيرند.
4- بيماري هاي رواني : در صورتي که والدين به بيماري هاي رواني مبتلا شوند، با رفتارهايي مانند تند خويي، خشونت، ناسازگاري ، بي توجهي و... که ناشي از بيماري هاي رواني آنهاست. سبب آزار کودکان مي شوند.
5- مشکلات خانوادگي : مشاجرات شديد و طولاني والدين ، جميت زياد خانواده ، شيوه هاي تربيتي نامناسب ، در برخي موارد وجود ناپدري و نامادري و... سبب مي شود کودکان مورد آزار قرار گيرند تا حدي که مسکلات خانوادگي يکي از دلايل کودک آزاري محسوب مي شود.
6- مشکلات کودکان : کودکاني که به طور نسبي مشکلات پايدار و شديدي دارند، بيش از ساير کودکان مورد آزار قرار مي گيرند. مانند کودکاني که دچار بيماري هاي جسمي مزمن و طولاني مدت يا مشکلات رفتاري از قبيل پرخاشگري، بي قراري ، بيش فعالي، اضطراب ، شب اداري و ... هستند، به دليل مشکلاتي که براي بزرگسالان ايجاد مي کنند ونيز به سبب ناآگاهي والدين از اين مشکلات، اغلب مورد آزار جسمي ورواني قرار مي گيرند.
7- مشکلات مدرسه : مشکلاتي که در مدرسه براي دانش آموزان ايجاد مي شود، مانند انتظار بيش از حد ، نديدن تفاوت ها، اضطراب ، ترس ناشي از رقابت هاي شديد ، تبعيض ، تنبيه بدني ، تحقير ، توهين و ... سبب آزارهاي جسمي و رواني کودکان مي شود.
انواع کودک آزاري :
1- کودک آزاري جسمي ؛ يعني رفتارهايي که به جسم کودک صدمه مي زند. به عبارت ديگر، به حالت باليني کودکان معمولا زير 3 سال گفته مي شود که يک بار يا به کرات مورد ضرب و شتم و آزار و شکنجه عمدي افراد بالغي که مسؤوليت آنها رابه عهده دارند مانند پدر و مادر ، قيم يا والدين رضاعي قرار گيرند. مانند کتک زدن، سوزاندن، مجروح کردن، شکستن، کبود کردن و ...
2- کودک آزاري رواني : شامل رفتارهايي است که به سلامت رواني کودک آسيب مي رساند. مانند توهين کردن، تبعيض قائل شدن، تحقير کردن، ترساندن و...
3- بي توجهي و غفلت؛ يعني توجه نکردن به نيازهاي اساسي کودکان مانند خوراک و پوشاک ، بهداشت، مراقبت و سرپناه ، محبت و عاطفه آموزش و ... در حدي که به سلامت جسمي و رواني آنان آسيب رساند.
4- سوء استفاده و کودک آزاري جنسي ؛ يعني استفاده از کودکان در زمينه مواد مخدر ، واداشتن انها به کارهاي دشوار ، سوء استفاده جنسي و به صور مختلف و...
تبعات کودک آزاري :
کودکي ، دوران رشد و شکل گيري شخصيت است . انواع کودک آزاري در اين سالهاي حساس و مهم ، به رشد و سللامت آنان آسيبهاي جدي وارد مي کند. کودکان آزار ديده در تمام جنبه هاي رشد مانند رشد جسمي ، ذهني، رواني و اجتماعي بامشکلات و نارسايي هاي فراواني رو به رو خواهند شد..
بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد که بسياري از کودکاني که در دوران کودکي مورد آزار و بد رفتاري قرار گرفته اند، در بزرگسالي، خود به آزار و اذيت کودکان پرداخته اند. نمونه و مصداق بارز آ« ماجراي اخير پاکدشت و محمد بيجه است که اين بزرگ ترين زيان کودک آزاري است ک سبب تداوم آن مي شود.
پيشگيري از کودک آزاري :
کودک آزاري هر چند مانند هر پديده و بزه اجتماعي خاص جوامع بشري و زندگي جمعي است و هرگز نمي توان آن راريشه کن کرد؛ اما اعمال راهکارهاي پيشگيرانه تأثير بسزايي در کاهش آن خواهد داشت. راهکارهاي پيشگيرانه رابر حسب ضرورت ، در درون و برون خانواده ها مي توان به کار گرفت.. آموزش خانواده ها در اين زمينه از نقش بسزايي برخوردار است.
برخي پدران و مادران با تصور اين که روش تنبيهي که عليه کودکان خود در پيش مي گيرند، تنها روش تربيتي مؤثر است، گاه ناخواسته آسيبهاي جبران ناپذيري را متوجه فرزندان خود مي سازند. از اين رو آموزش در اين زمينه به خانواده ها، بخصوص والدين بسيار جوان يا مسن مي تواند مؤثر باشد.
مصونيت عاطفي کودکان در خانواده نيز مي تواند بسياري از رفتارهاي احتمالي خشونت باز عليه کودکان را ، هم از سوي خويشاوندان و هم از سوي اجتماع خنثي کند. همچنين بسياري از والدين بايد بياموزند که براي جلوگيري از سوء استفاده افراد سودجو و منحرف از کودکان و اعمال هر گونه خشونت عليه آنان در اجتماع، بايد آگاهي هاي مفيدي را در اختيار کودکان خود بگذارند و با روشنگري هاي بموقع، آنان را نسبت به تهديدها و خطراتي که در کمينشان هستند، مطلع و بيدار کنند.
از سويي، وجود پشتوانه هاي مؤثر قانوني و تنبيه کودک آزاران از سوي نهادهاي قضايي و انتظامي ، ضرورتي است که مبارزه عليه اين پديده شوم بشدت به آن نيازمند است.
پيشگيري هميشه بهتر، آسان تر وسريع تر از درمان است. براي پيشگيري از کودک آزاري مي توانيم از راهکارهاي زير استفاده کنيم :
1- دقت در ازدواج و تشکيل خانواده، خودداري از ازدواج هاي تحميلي، ناشناخته،شتابزده و ازداواج در سنين پايين.
2- توجه به تنظيم خانواده و تعداد مناسب فرزندان
3- افزايش آگاهي خود در زمنيه پرورش فرزندان و شيوه هاي مناسب رفتار با آنان
4- پذيرش مسؤوليت ها و انجام وظايف خود به عنوان پدر، مادر، معلم ،سرپرست و ... نسبت به کودکان
5- آشنايي با حقوق و نيازهاي اساسي کودکان
6- توجه به سلامت جسمي و رواني خود و کاهش فشارهاي عصبي و مشکلات رفتاري خود که سبب کودک آزاري مشود.
تقويت روحيه کمک گرفتن هنگام برخورد با مشکلات و آشنايي با مراکز حمايتي، مشاوره و امداد در در مورد کودکان و خانواده ها.
____________________________________________________
حميد عباس زاده از گروه پژوهش مرکز آموزشي و پژوهشي منطقه يک کشور – تبريز
http://www.dadsetani.ir/newver/maghalat....502omoomi1